چاپ        ارسال به دوست

عوامل ثبات و تزلزل در خانواده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

عوامل ثبات و تزلزل خانواده

انتخاب همسر بی گمان یکی از مهم‌ترین تصمیم‌هایی است که در زندگی می‌گیریم.

 اما براستی چرا ازدواج می‌کنیم؟

سه دلیل اساسی و کلی برای ازدواج وجود دارد:

 الف) ازدواج از روی نیاز به عشق.

 ب) ازدواج برای داشتن همدم و همسر.

ج) ازدواج برای امید نیل به کمال.

برای رسیدن به این اهداف ازدواج، استانداردهایی معرفی شده است. هرقدر اركان تشكیلدهنده خانواده با آن استانداردها منطبق باشند به همان مقدار از شایستگی، برتری و استحکام برخوردار خواهند بود. از این رو، به طور اجمال میتوان گفت خانواده‌ی مستحکم، آن است كه اركان آن شایسته و منطبق با استانداردهای وحیانی و تجربی باشد، مناسبات و روابطی منطبق با آموزههای دینی بر آن‌ها حاكم باشد، خروجی آن انسان‌هایی شایسته ومؤثر در ساخته شدن جامعه‌ی ایدهآل باشد.

خداوند متعال به این نظام مؤثر اجتماعی اشاره زیبایی فرموده است:

«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»(روم/21)

از نشانههای او این است که همسران از جنس خودتان برای شما آفرید؛ تا در کنارشان آرامش یابید، و در بین شما مودت و رحمت قرار داد، در این(سنت الهی)نشانههایی است برای گروهی که اهل تفکر و اندیشه­اند.

از آیه فوق استفاده میشود که ازدواج پیوند مقدسی است که سبب آرامش روانی و جسمانی زن و مرد است و محبت بین عروس و داماد هدیه الهی است که با مال و مقام و جمال بدست نمیآید بلکه رحمت و مودت است که موجب آرامش و استمرار آن در زندگی مشترک میشود.

ویژگی‌های شخصیتی نظیر صفات مذکور در حدیث ذیل در این راستا نقش بارزی دارد.

 قال الصادق علیهالسلام: «انا نحب من شیعتنا مَن کان عاقلاً فهماً، فقیهاً، حلیما، مداریاً، صبوراً، صدوقاً، و وفیّا؛

ما شیعه‌ای را دوست داریم که عاقل، فرزانه، دانا، بردبار، صابر، اهل مدارا، راستگو و وفادار باشد. (امالی مفید، ج 22.)

در استحکام نظام خانواده فاکتور (ت) مؤثرتر از عامل پ( پول، پست و مقام، پری روی بودن، پارتی، پرروی، پرخاشگری) است.

 فاکتور ت عبارت است از: توکل، توسل، تفکر، تدبیر، تلاش، تحمل و برباری، توصیه به نیکی، تأمل، تواضع، تشکر.

 و اما ملاك برتری، از نظر اسلام، مال و ثروت و مانند آن نیست كه كسی به آن‌ها ببالد. برتری خانواده به انطباق آن با استانداردهای اسلامی و برخورداری از ویژگی‌های ارزشی و فضیلت‌هاست. پارهای از این فضیلتها که موجب سلامت و استحکام خانواده میشود در ادامه مطرح می‌شود.

عوامل ثبات خانواده

1. رعایت و پایبندی به موازین شرعی

زندگی ايدهال در عبوديت و بندگی خداوند است و عبوديت اطاعت كامل از امر و نهی و دستورات الهی و عمل كردن به آنها است كه موفقيت در كسب زندگی ايدهآل را در پی خواهد داشت. انجام واجبات و ترک محرمات، رعایت حلال و حرام و پیروی از الگوهای دینی و همچنین توکل به خدای بزرگ و توسل به انبیاء و اولیاء الهی سبب تحکیم بنیاد خانواده میشود.

2. اعتماد و احترام متقابل.

امام سجاد( علیه السلام)فرمودند: «الخیر کلّه صیانة اللسان نفسه؛ سعادت و خوش بختی انسان در حفظ و کنترل خود از هرگونه رفتار ناشایست است.» (بحار الانوار،75/136ح 3.)

3. ابراز محبت و عشق و علاقه.

رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: بهترین زنان امتم کسانی هستند که که مهریهی آن‌ها کم و محبت آن‌ها بسیار باشد.وسایل الشیعه، ج21 باب5.

در زندگی تنها عشق کافی نیست بلکه ابراز علاقه شدید نیز لازم است.

قال النبی (صلیاللهعلیهوآله): «قول الرجل للمرأة انی احبک لایذهب عن قلبها ابدا.»

4. مشورت با یکدیگر.

5. ارضای نیازهای عاطفی.

 از این رو وابستگی طبیعی دو همسر به یکدیگر و نقشی که هر یک در ارضای تمایلات اصیل و زمینهسازی جهت تکامل دیگری ایفا میکند امری طبیعی و موثر است.

6. تقدیر و تشکر از یکدیگر.

7. عفو و گذشت.

8. وفاداری.

9. رازداری و امانتداری.

10. حفظ اموال یکدیگر.

11. همدلی و همراهی.

12. همکاری و کمک به یکدیگر.

13. مدیریت صحیح خانواده «انجام تکلیف خانوادگی» و مسئولیتپذیری.

14. صداقت و راستگویی.

15. بیان نقاط قوت همسر.(مشاهده نیمه پر لیوان)

16. حفظ عزت و پاکدامنی.

17. واقعنگری و درک یکدیگر.

18. حسن خلق و خوشرفتاری، صبر و بردباری و رعایت موازین شرعی و اخلاقی.

همسر باید مایه‌ی آرامش باشد نه باعث تشنج و اضطراب «... لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا...»(روم آیه 21)

21. گفتوگو با یکدیگر و بیان احساسات، عواطف و انتظارات.

23. توجه به نقاط ضعف خود و برطرف کردن آنها.

24. عذرخواهی در صورت اشتباه کردن.

25. حفظ استقلال و جلوگیری از دخالت دیگران در امور زناشویی.

26. هنر خوب شنیدن و خوب پاسخ دادن.

28. آراستگی زن و شوهر برای همدیگر.

29. درک و شناخت تفاوتها.

30. اختصاص وقت مناسب برای خانواده.

31. تنظیم روابط سالم خانوادگی.

32. داشتن تفریح، سرگرمی مناسب، مسافرت و مهمانی رفتن.

34. توجه به انتظارات و نیازهای منطقی همسر.

35. داشتن الگوهای موفق در زندگی  و مطالعه‌ی کتب مفید و مراجعه به مشاوره.

37. تلاش برای رشد و موفقیت و پیشرفت یکدیگر.

38. حفظ اقتدار و قاطعیت و مدارا در زندگی.

39. دینداری و تقوا و توکل در زندگی.

40- تمجید و تعریف از همسر

امام حسن (علیه السلام) به شخصی که در مورد دخترش مشورت میکرد، فرمود:

دخترت را به همسری مرد مؤمن و با تقوا درآور؛ زیرا اگر دخترت را دوست داشته باشد گرامیاش میدارد و اگر دوست نداشته باشد به دخترت ظلم و ستم نمیکند. (مکارم الاخلاق،1/446)

تعارضات زناشویی

تعارض به معنای عدم توافق دو نفر و مخالفت آنها و ناسازگاری و اعلام نظر است، مخالفت در خصوص مسایل خاص و از جمله مباحث و مشکلات خانوادگی است.

تعارض در خانواده امری طبیعی و غیرقابل اجتناب میباشد. شدت و ضعف تعارضات خانوادگی به میزان شناخت و فهم و صبر و تحمل زوجین و نیز آشنایی آنان به مهارتهای حل اختلافات زناشویی بر میگردد. تعارضات خانوادگی میتواند آثار و پیامدهای مثبت هم داشته باشد.

سازش در زندگی مشترک زناشویی به این معنا نیست که به همسران یاد داده شود که همواره از خواسته‌های معقول خود چشم‌پوشی کنند، بلکه به این معناست که خواسته‌های خود را با خواسته‌های همسرشان هماهنگ سازند. کسانی که نمی‌توانند چنین کاری کنند تنها به فکر خویش هستند.

کارکردهای مثبت تعارض همسران:

1. بهرهگیری و تخلیۀ انرژی به جای سرکوب آن.

2. شناخت ریشههای اصلی اختلافات فی‌مابین.

3. برملا شدن احساسات و افکاری که تاکنون مخفی مانده است.

4. استفادۀ خلّاقانه از تعارض در جهت به دست آوردن آرای جدید همسران.

5. خلق شیوههای نوین برای مدیریت تعارض توسط زوجین.

6. خلق یک فضای همکاری و مشارکت.

7. ارزیابی مجدد قدرت در رابطهها بین زوجین.

8. مذاکرۀ دوباره و بحث در مورد قراردادهای قبلی و تغییر انتظارات در رابطه فی‌مابین.

9. شناخت طرز فکرها، احساسات، نیازها و انتظارات متقابل.

10. جلوگیری از تشدید اختلافات و فاصلههای بیشتر.

11. تفکر و تلاش برای دستیابی به راهحلهای منطقی و کارآمد.

استفاده از فرصتها یک هنر است، بعضیافرادفرصتطلباند، و بعضیها فرصتسوز و بعضیها فرصتساز، میتوان از فرصتهای تعارضات خانوادگی برای تقویت و تحکیم روابط، تربیت فرزندان و ارتقا رشد معنوی و اخلاقی خانواده استفاده نمود.

دلسردی عاطفی همسران:

یکی از پیامدهای تعارضات خانوادگی، دلسردی عاطفی زوجین است که به طلاق عاطفی تعبیر شده است و در اصطلاح عبارت است از خاتمه دادن به زندگی مشترک زوجین، طلاق عاطفی به سردی روابط بین زن و شوهر گفته میشود، سردی روابط در زمینههای روحی، جسمی، عاطفی و حتی رفتاری و گفتاری منجر به بیمهری و کم شدن محبت و انرژی مثبت در خانواده میگردد. در طلاق عاطفی زوجین بدون اینکه بهطور رسمی از هم جدا شوند، عواطف خود را از همدیگر دریغ میکنند و نسبت به یکدیگر فقط حکم همخانه را دارند و بنا به دلایلی چون قبح طلاق، وجود فرزند، وجود علایق سطحی، ترس از اختلافات خانوادگی، منفی بودن طلاق، مشکلاتات پرداخت مهریه و یا عدم حمایتهای اقتصادی با تحمل همۀ سختیها و گرفتاریها با هم زندگی میکنند.

طلاق عاطفی زمانی آغاز میشود که یک رابطۀ گرم منفک شود و طرح زندگی زوج به جای ما من شود، گاهی روابط اعضای خانواده خیلی رسمی میگردد و تعاملی بین آنها جز بله و خیر نیست. عدم تشخیص طلاق عاطفی در زمان مناسب، خسارات جبرانناپذیری را مانند سرطان در زندگی مشترک وارد میکند که گاهی قابل حل و درمان نمیباشد.

علایم و نشانههای دلسردی و طلاق عاطفی:

1. کاهش چشمگیر وقت گذاشتن برای همدیگر و ملاقاتها و سرگرمیهای دو نفره.

2. کاهش وابستگی و دلبستگی همسران به یکدیگر؛

3. افزایش سرگرمیها و تفریحات بیرون از زناشویی«خارج از روابط خانوادگی».

4. تمرکز زیاد بر مسایل بیرون از خانواده مثل تحصیل، کار، ورزش، مهمانی و ...

5. کاهش انجام بحثهای سازنده و چالشها و بارشهای فکری و مغزی راهبردی و راهکارآفرین بین همسران.

6. کاهش نگاه، نوازش و محبت میان همسران که نشانۀ از دست دادن وابستگی و وفاداری عاطفی و احساسی بین همسران است.

7. کاهش اعتماد همسران به یکدیگر و بیباور شدن آنها در رابطه با امکان حل تعارضات.

8. طفره رفتن از انجام تکالیف و وظایف در زندگی.

9. طفره رفتن از انجام تکالیف و تمرینهای دو نفره در مشاوره و زوجدرمانی.

10. افزایش دشنامها، توهینهای رکیک نسبت به همسر و خانوادهاش و ضرب و شتم و مشاجرات.

11. افزایش سفرهای داخلی و خارجی و انفرادی و اداری و تجاری به جای سفرهای تفریحی، دو نفره و خانوادگی.

12. مراجعۀ انفرادی به مشاوره و پرهیز از چارهاندیشی دو نفره.

13. مطرح ساختن خواسته و گلایههای خود به عنوان سخنان و راهکارهای مشاور.

14. درماندگی در پیدا کردن راهحل پس از مشاجرات و ستیزههای خانوادگی.

15. وقت گذاشتن پیش از حد برای فرزندان، والدین، و دیگران و جایگزینی آنها برای دوری کردن از همسر.

16. کاهش تقدیر و تشکر و ستایش از همسر و افزایش نکوهش خطاها و اشتباهات همسر( کوچکنمایی نقاط مثبت و بزرگنمایی جهات منفی).

17.افزایش مقایسه همسر با همتایان و همکاران او و آشنایان و بیگانگان.

18.افزایش ساعات خواب و استراحت در بستر و کاهش تحرک و شور و هیجان و تفریحات.

19. تنها خوابیدن و جدا شدن از همسر در بستر.

20.افزایش توجه به تلویزیون،فضاهای مجازی، برنامههای ورزشی و....

عوامل تزلزل خانواده:

1. عدم آشنایی با اصول زندگی مشترک (فلسفۀ زندگی ـ مهارتهای زندگی)

2. عدم رعایت مسایل شرعی واخلاقی.

3. انتظارات و توقعات غیرمنطقی.

نیازها باید تامین گردد، انتظارات در حدّ توانایی فراهم و هوس‌ها ترک شود.

4. مشکلات روانی، جسمانی و جنسی.
یکی از هدف‌های ازدواج، پاسخگویی به نیازهای جنسی است، برخی از افراد به دلایل گوناگون دچار ناتوانیهای جنسی و سرد مزاجی هستند، و قادر به ارضای مطلوب نیازهای جنسی همسر خود نیستند. این وضعیت در دراز مدّت آسیبزا است و هر یک از زوجین باید با شجاعت و صداقت به این مشکل توجه کند و با مشورت با افراد متخصص مانند روان پزشک، متخصص روانشناسی، متخصص غدد، متخصص زنان، متخصص کلیه و مجاری ادرار و مشاور خانواده به حل و فصل آن بپردازد.

سرد مزاجی یکی از شایعترین اختلالهای جنسی است که به جز موارد نادری که نتیجهی اختلال در کار غدد جنسی است، اغلب جنبهی روانی دارد. نظیر بیماریهای روحی و روانی مانند افسردگی، وسواس و پرخاشگری.

 قابل ذکر است که نقش عوامل روانی در چگونگی عمل زناشویی زن بیش‌تر از مرد حائز اهمیت است و گاهی اوقات زن سرد مزاجی را به عنوان مکانیسمی علیه بد رفتاری شوهر به کار می برد.

5. مشکلات اقتصادی

«فقر، بیکاری، توقعات بالا و تبذیر، غنی، چشم و همچشی، عدم مدیریت اقتصادی، مقایسه و بخل».

6. ازدواج تحمیلی و اجباری.

7. جدال، مشاجره و نزاع و توهین، تحقیر، تمسخر، سرزنش.

8. درک نکردن همدیگر.

9. دخالت دیگران.

10. سوءظن و بدبینی:

بدبینی دو گونه است، بخشی از آن طبیعی بوده و بخشی دیگر غیرطبیعی. طبیعی آن نیز به دو نوع است صحیح یا غیرصحیح و میتوان صحیح را نیز بر دو شق قابل اصلاح و غیرقابل اصلاح تقسیم کرد.

11. خیانت زوجین: در سه سطح عاطفی، جسمی و جنسی.

12. سلطهگری مرد یا زن (سلطهجویی ـ سلطهپذیری).

13. مقایسه همسر با دیگران.

14. عدم علاقۀ قلبی نسبت به همسر.

15. عدم تمکین زن.

 شوهری که مسئله «تمکین» را مطرح میسازد، باید خود زمینههای عاطفی مثبت را در همسرش به وجود آورد.

16. عدم پرداخت نفقه «عدم تأمین معاش زندگی».

17. اعتیاد «مواد مخدر و مشروباب الکلی.

18. افشای خطاها و عیوب همسر.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

کوچک‌ترین چیزی که ایمان انسان را نابود میکند این است که انسان لغزش‌های افراد را بر شمارد تا روزی آن‌ها را دست‌مایه سرزنش او قرار دهد.

(میزان الحکمه،1/384)

19. لجبازی، کینهتوزی و انتقامجویی.

20. غیرتورزی بیجا.

21. فرزند نداشتن عدم توافق در تعداد فرزندان.

22. فرزندان قبلی همسر در بحث ازدواج مجدد.

23. تجسس در احوال و شرایط خصوصی یکدیگر.

24. تفاوت سنی زیاد زن و مرد.

تفاوت نرمال این است که مرد 3 تا 5 سال از همسر بزرگ‌تر باشد.

25. اختلاف طبقاتی.

26. تهدید کردن، محروم کردن و خط و نشان کشیدن.

27. عدم همخوابی یا جداسازی بستر.

28. بیاحترامی به خانواده همسر و معاشرت نامناسب خانوادگی.

29. بدزبانی، فحاشی و بداخلاقی.

30. نداشتن مهارتهای زندگی.

31. خسیس و بخیل بودن.

32. منفینگری در زندگی.

33. فضای مجازی.

34. عدم ارتباط با اطرافیان و اقوام و بستگان

35. تفاوتهای شخصیتی «برونگرا و درونگرا».

36. مهریه زیاد.

 در احادیث مهر زیاد موجب ایجاد دشمنی و در روایت دیگر از شومی زن تعبیر شده است. (وسایل الشیعه، ج21 باب 5 ح 1 و 12)

منابع

1.     قرآن کریم.

2.     بحار الانوار.

3.     وسایل الشیعة.

4.     میزان الحکمه.

5.     خانواده درمانی (مفاهیم، نظریهها و روش‌ها) تالیف دکتر مایکل نیکولز، ترجمه محسن دهقانی و همکاران، تهران نشر رشد زمستان 1393ش،