تیتر اخبار



  چاپ        ارسال به دوست

خدا را بسیار شاکرم که مسیری در پیش پایم قرار داد تا در راه اهل بیت گام بردارم.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

لطفا خود را معرفی کنید و درباره خانواده و محل زندگی خود توضیحی ارائه بفرمایید.  

بنده علی مونی40 ساله، متاهل و دارای 6 فرزند از کشور بورکینافاسو هستم. منطقه ما در جنوب شرقی بورکینافاسو در طرف گانابنه قرار دارد و نام آن تنتگو است. قبل از تشرف به شیعه، مالکی مذهب و در فرقه تیجانیه بودم. من در خانواده پرجمعیتی به دنیا آمدم. 15 برادر و 9 خواهر هستیم و بنده فرزند چهارم خانواده هستم.

خانواده تان و شهری که در آن زندگی می کنید مذهب مالکی دارند؟

آن شهر نه، ولی خانواده‌ام به دلیل اینکه پدرم یکی از علمای بزرگ تیجانیه هستند مالکی هستند.

در مورد فرقه تیجانیه توضیح دهید؟

تیجانیه فرقه ای است جز فرق صوفی اهل تسنن.  این فرقه مانند دیگر فرق دارای اذکار خاصی است که در زمانهای از پیش تعیین شده افراد دور هم جمع می شوند و اعمال عبادی مخصوص خود را انجام می دهند. کسانی که می خواهند در این فرقه باشند نباید در شهر خود زندگی کنند و باید ترک دیار کنند. بطور کلی می توان گفت که این فرقه قوانین ویژه ای دارد و زندگی را بر پیروانش سخت می گیرد.

مردم چگونه با این همه سختی کنار می آیند؟

پیروان این فرقه به این گونه زندگی عادت کرده اند و در واقع اسلام برای آن ها این گونه معرفی شده است. مثلا مردم در اعیاد اصلا اجازه تفریح ندارند. ما به ایران آمدیم فهمیدم که اینجا خیلی آسان و راحت است و اصلا قابل مقایسه با شرایط  کشور خودمان نیست.

در کشور خود چقدر درس خواندید؟

فارغ‌التحصیل مدرسه‌ی پدرم هستم، ایشان در بورکینافاسو، ساحل عاج، ایتالیا و ... پیروان زیادی دارند. قرآن و کتاب های اهل سنت را در خردسالی پیش پدرم خواندم و بعد از آن فردی از کشور مالی به شهر ما آمد و مدرسه کوچکی تاسیس کرد و من دوره ابتدایی را در آن مدرسه گذراندم.  در این مدرسه علاوه بر دروس دینی زبان عربی و فرانسه را هم آموختم. در ادامه در سن 20 سالگی برای تحصیل به مدرسه خاتم الانبیاء  که توسط سفیر ایران در اوآگادوگو( پایتخت کشور) تاسیس شده بود، رفتم و در آنجا سه سال به تحصیل دروس مقدماتی پرداختم. از آنجاییکه یکی از برادرانم قبل از بنده در این مدرسه درس خوانده بود، من با شرایط مدرسه پیش از ورود به آن آشنا بودم. یک سال بعد از ورودم به مدرسه خاتم الانبیاء به مذهب شیعه تشرف پیدا کردم.

وقتی شما خواستید به مدرسه خاتم‌الأنبیاء بروید پدر با شما مخالفتی نکردند؟

نخیر، چون صوفی‌ها محبّ اهل‌بیت هستند وقتی می‌شنوند که مسئولان مدرسه برای اهل‌بیت کار می کنند دوست دارند بچه‌هایشان برای تحصیل به این مدارس بفرستند. پدرم از مدیران مدرسه خاتم الانبیاء خواسته بود که برایش کتابی راجب به زندگی و شخصیت امام خمینی(ره) به او بدهند. ایشان پس از خواندن کتاب اشتیاق پیدا کردند و اجازه دادند ما در این مدرسه درس بخوانیم.

در ورود به مدرسه‌ی نمایندگی جامعة المصطفی در بورکینافاسو مشکل خاصی نداشتید؟

 الحمدلله خیر،  همانطوری که خدمتتان عرض کردم به دلیل اینکه پدرم از بزرگان فرقه تیجانیه بود مشکلی برای تحصیل در این مدرسه نداشتیم. حتی ایشان به ما کمک کرد که مدرسه مدینه العلم را به کمک چند تن از برادرانم تاسیس کنیم و در آنجا به اشاعه فرهنگ غنی و ناب اهل بیت بپردازیم.

در مدرسه جامعة‌المصطفی چه گذشت؟

 ما 48 نفر بودیم با مذهب مالکی و بعضا حافظ قرآن، که با هم وارد مدرسه جامعه المصطفی شدیم. در ابتدا همه چیز برایمان تازگی داشت. آنجا بود که متوجه شدم که آداب و مناسک و عبادات مذهب شیعه با ما متفاوت است. مثلا اینکه ما در وضو مسح نمی کردیم و پاهایمان را می شستیم و در نماز هم قنوت نداشتیم و بالکل برایم عجیب بود و در ابتدا قبول نمی کردم. اما پس از مطالعه فراوان و همچنین شرکت در کلاس هایی که برایمان می گذاشتند کم کم قانع شدیم که شیعیان راست می گویند.

در بین مطالبی که از طریق مطالعه کتاب ها و برگزاری کلاس ها داشتید کدامیک برایتان بیشتر جذاب بود و باعث شد که شما تدریجا مذهب خود را تغییر دهید؟

ما در مدرسه کتاب عقائد امامیه را می خواندیم و استادمان فردی بود که از ایران آمده بود. یادم می آید که ایشان در تفسیر آیه وضو به ما نشان دادند که در اعمال وضو، مسح پاها درست است نه شستن آن. همچنین ایشان گفتند که امام خمینی(ره) برای وضو، یکبار هم پاهایشان را نشستند و همیشه مسح می کردند. از آنجاییکه برایم امام خمینی(ره) شخصیت استثنایی بود و من همیشه عاشق ایشان بودم این صحبت ها را قبول کردم و زمینه ساز این شد که زودتر به مذهب تشیع گرویده شوم.

عشق به امام خمینی(ره) از کجا آغاز شد؟

پدرم راجب به امام خمینی(ره) اطلاعات خوبی داشت و کتاب هایی در مورد زندگی، آثار و اقدامات شان مطالعه کرده بود. نسبت به ایشان اظهار ارادت می کرد و همیشه برایمان می گفت که امام خمینی(ره) پسر پیامبر بوده و کسی است که همه جهان بر علیه ش قیام کردند و هیچ کدام نتوانستند کاری از پیش ببرند.

پدر شما علیرغم اینکه رئیس فرقه تیجانیه و اهل سنت هستند چطور حاضر شدند که فرزندانش به مذهب شیعه گرایش پیدا کنند؟  

خب البته کار به همین سادگی نبود. ایشان خیلی اهل مطالعه و تحقیق هستند و ما برای ایشان کتاب های مختلفی می فرستادیم. یادم هست که وقتی مدتی در مدرسه المصطفی در کشورمان درس خواندم از من پرسید که قضیه فدک چیست و ما هم برای ایشان توضیح دادیم. ایشان نسبت به برخی از مسائل آگاه نبودند و بحمدالله الان خیلی همراهی می کنند و با اینکه رئیس فرقه تیجانیه هستند اما مکانی را به عنوان حسینیه به ما اختصاص داده اند که ما آداب، مناسک و شعائر از جمله مناسبت های مذهبی و مجالس مربوط به محرم و صفر را در آنجا برگزار می کنیم.

نتیجه‌ای که من گرفتم این است که شما تقریباً راحت شیعه شدید و مخالفت خاصی هم از طرف خانواده نداشتید؟

بله بحمدالله و به فضل الهی مسیر شیعه شدنمان و پیدا کردن راه درست از غلط برایم فراهم بود اما با مشکلاتی مواجه شدیم. برخی از برادران و خواهرانم با مذهب شیعه و اقدامات تبلیغی من مخالفت می کنند. حتی یکی از برادرانم که در کشور گابن( از کشور های آفریقای مرکزی) ساکن است بر علیه ما تبلیغ می کند و می گوید که ما از ایران پول می آوریم تا مردم را گمراه کنند.

آیا ایران هزینه فعالیت های تبلیغی شما را می‌دهد؟

خیر.  ایران به ما پولی نمی‌دهد. گاهی اگر پدر به ما کمک نکند ما پول رفت و برگشت به کشور خودمان را هم نداریم.!

کی (چه زمانی)  به ایران آمدید و در چه رشته ای ادامه تحصیل دادید؟

من در سال 86 وارد ایران شدم و فارغ التحصیل رشته تفسیر علوم قرآن در مقطع کارشناسی ارشد هستم. در ابتدا وارد مدرسه المهدی شدم و در آنجا فارسی را یاد گرفتم و بعد از آن هم به مجتمع امام خمینی(ره) آمدم.

در مجتمع امام(ره) چه چیزی شما را جذب کرد؟

همه‌ی فرهنگ‌ها و ملت‌ها یک‌جا جمع شده‌اند و این  نشان از وحدت دارد.

تصورتان درمورد ایران چه بود و اینجا را چگونه یافتید؟

قبل از اینکه به ایران بیایم تصمیمم بر این بود که درسم را سریع تکمیل می کنم و برگردم. اما وقتی درس ها شروع شد متوجه شدم که مسائل بسیاری است که باید بیاموزم و نمی شود سریع به کشور مراجعت کرد. وقتی به ایران آمدم برایم جالب بود که دیدم اینجا همه مسلمان هستند و سعی می کنند بر اساس آموزه های اسلامی و مذهبی زندگی کنند. نکته ای که دوست دارم بگویم این است که به لطف خدا امنیت در ایران بالاست، بارها شده است که به هموطنانم گفته ام که کاش کشور ما هم مثل ایران بود.

به چه دلیل شما هم زمان با درس خواندن به سراغ تبلیغ هم رفتید؟

 وقتی کسی تازه با معارف شیعه و اهل بیت آشنا می شود می خواهد نسبت به این معارف ناب الهی ادای دین کند و خود را وقف تبلیغ آن قرار دهد. مانند فردی می شوی که عاشق است و به دنبال معشوق خود می گردد. هیجان وصف ناپذیری تمام وجودت را در بر می گیرد و می خواهی تمام تلاشت را انجام دهی تا دیگران نیز از این سرچشمه حیات بهره مند شوند.

برای تبلیغ به کجاها رفته اید و مخاطبین شما بیشتر از چه قشری هستند؟

غیر از بورکینافاسو به ساحل عاج، گابن و ایتالیا هم دعوت شده ام. با توجه به موقعیتی که در کشور توسط پدرم فراهم شده است اکثر مخاطبینم از فرقه تیجانیه هستند به دلیل اینکه افکارشان به شیعه نزدیک است.

تبلیغ شما باعث چه تغییراتی در رفتار مردم فرقه تیجانیه شده است؟

تبلیغ کار سختی است و برای نتیجه دادن نیازمند زمان است. بنده به زعم خود دست از تلاش برای آگاهی مردم برنخواهم داشت. بحمد الله گرایش مردم نسبت به ابتدای کارمان بهتر شده است. به عنوان مثال در حال حاضر مراسم ایام محرم و شهادت سید الشهدا با شور و آگاهی در کشورمان برگزار می شود. همچنین در منطقه خودمان مسجد امام زین العابدین(ع) را ساخته ایم که در آن خطبه های نماز جمعه توسط امام شیعی خوانده می شود و مردم هم مشارکت بالایی دارند.

با توجه به رشته تحصیلی تان که علوم قرآن و حدیث است بفرمایید که آیا درس هایی که می خوانید منطبق با نیازهای شما هست؟

از جمله کارهایی که بنده در ایام تبلیغ انجام می دهم تفسیر قرآن است. در روزهای ماه مبارک رمضان در منطقه خودمان کلاس های تفسیر برگزار می کنیم به شکلی که در ابتدا آیات خوانده شده و ترجمه می شوند و سپس به توضیح و تفسیر این آیات می پردازیم. محتوای دروسی که در دوره های کارشناسی و ارشد خواندم خیلی به من کمک کرد تا بتوانم حق مطلب را در تفسیر صحیح آیات ادا کنم.

در خصوص چینش واحد های درسی و همچنین اساتید مجربی که برایمان فراهم آمده است از جامعه المصطفی تشکر فراوان دارم. بخاطر شیوه تربیتی طلبه که در المصطفی وجود دارد و همچنین ثمرات آن که در منطقه خودمان داشته است یکی از برادرانم راغب شده که در ایران تحصیل کند و اگر خدا بخواهد ایشان هم به ما می پیوندد.

از اینکه شیعه شده اید و در حال تحصیل معارف اهل بیت هستید چه احساسی دارید؟

خداوند را بسیار شاکرم که مسیری را در پیش پایم قرار داد تا در راه نورانی و حقیقی اهل بیت گام بردارم و برترین آرزویم این است که این مسیر الهی را تا انتها با پایداری و محبت اهل بیت به پایان برسانم.

احساس خود را درباره این کلمات در یک یا چند جمله بیان کنید.

پیامبر اسلام: جمیع همه اوصاف انبیا و پاکان

امام علی(ع): دوست داشتن علی(ع) ارزش انسان را بالا می‌برد.

امام حسین(ع):  وقتی نام ایشان را می‌شنویم به ما می‌گوید زیر بار ظلم نرویم و مقاومت کنیم.

حضرت فاطمه الزهرا(س): مادر مهربان، نشان مهربانی می‌دهد.

امام زمان(عجل الله): پیروزی امت و امید جهان اسلام

حضرت فاطمه معصومه(س): من هر وقت که به مشکلی برخورد می کنم مستقیماً از ایشان و برادر بزرگوارشان حضرت امام رضا(ع) مدد می گیرم.

مشهدالرضا: احساسم در مورد مرقد شریف امام هشتم بیان کردنی نیست.

امام خمینی(ره): شبیه جد بزرگوار خود امام حسین (ع) به ما می گویند که در مقابل ظلم مقاومت کنیم.

مقام معظم رهبری: بهترین شخص در ادامه دادن مسیر امام خمینی(ره)

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

 


٠٩:١٣ - 1397/05/10    /    شماره : ٩٤٣٦٤    /    تعداد نمایش : ١٤٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: