تیتر اخبار



  چاپ        ارسال به دوست

شرحی کوتاه بر زندگی علما

 

با توجه به نصب برخی از تصاویر علمای شیعه در سرسرا، روابط عمومی مجتمع امام(ره) در نظر دارد شرح کوتاهی از زندگی این بزرگان تهیه و در اختیار خوانندگان سایت و طلاب محترم قرار دهد.Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

شرحی کوتاه بر زندگی آیت الله میرزای نائینی

آیت الله محمدحسین غروی نائینی، در سال ۱۲۷۶ قمری در خانواده‌ای روحانی در نائین به دنیا آمد. پدرش شیخ عبدالرحیم و جدش شیخ محمد سعید، هر دو شیخ‌الاسلام اصفهان بودند که از سوی سلطان وقت، برای این منصب برگزیده شده بودند.

محمدحسین تحصیل را از کودکی، در زادگاهش آغاز کرد و پس از فراگیری مقدمات، در هفده سالگی راهی اصفهان شد و پدرش با هدف تعلیم و تربیت وی، او را به شیخ محمدباقر اصفهانی سپرد. نائینی، هم در حوزه درس اصفهانی حاضر می‌شد و هم در خانه او و تحت سرپرستی‌اش زندگی می‌کرد. افزون بر آن، وی در اصفهان نزد میرزا ابوالمعالی کلباسی، میرزا محمدحسن هزارجریبی و جهانگیرخان قشقایی، در رشته‌های مختلف علمی، از جمله فقه، اصول، کلام و حکمت، تحصیلاتش را دنبال کرد. هم‌چنین با ادبیات فارسی و عربی و ریاضی نیز آشنا شد.

در سال ۱۳۰۳ راهی عراق شد و به حوزه سامرا رفت. او تا زمان وفات میرزا محمدحسن شیرازی، رهبر نهضت تنباکو، در درس او حاضر می‌شد و از نزدیکان وی گردید، در اواخر عمر میرزای شیرازی، کاتب و محرر او بوده و در امور مهم سیاسی و اجتماعی، طرف مشورت استاد قرار می‌گرفت.

پس از وفات میرزای شیرازی، به سال ۱۳۱۲ قمری، مدتی نزد سیدمحمد فشارکی تلمذ کرد؛ اما با پراکندگی حوزه سامرا، شاگردان برجسته میرزای شیرازی، هر یک به شهری هجرت کردند. نائینی پس از سامرا مدتی در کربلا اقامت کرد و سپس در سال ۱۳۱۴ راهی نجف اشرف شد و در درس آخوند ملامحمدکاظم خراسانی، حاضر و از خواص و اصحاب مجلس استفتای او گشت. وی سال‌ها در کنار آخوند خراسانی، به فعالیت علمی، سیاسی و اجتماعی پرداخت.

محمدحسین نایینی شنبه ۲۶ جمادی‌الاول ۱۳۵۵ق در ۸۲ سالگی در نجف درگذشت و در حرم امیرالمؤمنین دفن شد.


 

شخصیت اخلاقی و معنوی

آقابزرگ تهرانی، او را «ورِع، پرهیزگار، صالح، بی‌اعتنا به زخارف دنیا و بی‌توجه به مقام و ریاست» معرفی کرده است. شاگردانش از تقوا و وارستگی، صفای باطن، خوش‌رویی و مهربانی، فروتنی و رهایی او از غرور و خودبینی، سخن گفته‌اند. در سامرا و نجف، با ملاحسین‌قلی همدانی و شاگردانش، هم‌چون سیداحمد کربلایی مأنوس بود. نائینی هر گاه از سامرا به نجف سفر می‌کرد، بر آخوند همدانی وارد می‌شد و در خانه او به دید و بازدید می‌پرداخت. سید احمد کربلایی، او را وصی و مسؤول کارهای خود، پس از وفات قرار داد.

حیات علمی

در زمان حیات آخوند خراسانی، در نجف اشرف، تدریس را آغاز کرد که بیش از سیصد تن از شاگردان خراسانی، در درس او نیز حاضر می‌شدند . اگرچه شهرت نائینی در علم اصول است، به گونه‌ای که به «مجدد علم اصول» شهرت یافته، اما در رشته‌های دیگر، هم‌چون فقه، کلام، حکمت، ریاضی، اخلاق و عرفان نیز صاحب‌نظر بوده است. حوزه درس او را، به علت دقتها و غموض تحقیقات، محل اجتماع خواص و فضلای برجسته و صاحب‌نظر دانسته و مجلس درسش را از بزرگ‌ترین مجالس تدریس در نجف اشرف معرفی کرده‌اند.

او از دوران تحصیل در اصفهان، سامرا و نجف، مورد توجه اساتید خود بود. به گفته خود وی، از دو فقیه مشهور، حاج میرزا حسین طهرانی نجفی، فرزند حاج میرزا خلیل و شیخ محمد طه نجف، اجازه نقل روایت داشت و بر همین اساس، به برخی شاگردانش اجازه اجتهاد و نقل حدیث می‌داد.

علمای بسیاری از او تجلیل کرده اند. سیدمحسن امین، او را «عالم جلیل، فقیه، اصولی، حکیم، عارف، ادیب، عابد و مدرس» معرفی کرده است . مدرس تبریزی وی را از «فحول علما و فقهای امامیه عصر حاضر، که به کثرت تحقیق و زیادت تدقیق شهرت دارد» شمرده است.  پس از وفات میرزا محمدتقی شیرازی و شیخ‌الشریعه اصفهانی، میرزای نایینی هم زمان با سید ابوالحسن اصفهانی مرجعیت را بر عهده گرفت. مرجعیت در میان این دو منحصر بود. گفته می‌شد که مرجعیت نایینی در میان فضلای حوزه بیشتر از اصفهانی بود و مرجعیت اصفهانی در میان عامه مردم. پس از وفات نایینی، مرجعیت منحصره به سید ابوالحسن اصفهانی مختص شد.

گفته شده است او بسیار از آراء پیشین خود عدول و رأیی نو اختیار می‌کرد.

اساتید

در اصفهان

در سامراء

در نجف

  • آخوند محمد کاظم خراسانی؛ نایینی در درس عمومی آخوند حاضر نمی‌شد؛ اما در مجلس خاص آخوند در خانه‌اش که برای حل مسائل مشکله بوده، شرکت می‌کرد.

این سخن که وی شاگرد شیخ انصاری بوده، نادرست است؛ زیرا در زمان وفات شیخ انصاری در ۱۲۸۱ق، سن میرزای نایینی هفت سال بود.

شاگردان

آثار و تألیفات

نائینی آثار و تألیفات فراوانی را از خود به جا نهاد، که برخی به قلم او و برخی دیگر تقریرات درس او است و به قلم شاگردانش به رشته تحریر در آمده است. این آثار اعیان‌الشیعه، عبارت‌اند از:

  • وسیله‌النجاة (رساله عملیه)
  • حواشی علی‌العروةالوثقی
  • رسالةالصلوة فی اللباس المشکوک
  • رسالة فی احکام الخلل فی الصلوة
  • اجوبة مسائل المستفتین
  • رسالة فی نفی الضرر
  • رسالة فی التعبدی و التوصلی
  • رسالة فی مسائل الحج و مناسکه
  • مناسک حج (به زبان فارسی)

افزون بر آن، آثار ذیل را نیز می‌توان در زمره تألیفات وی به شمار آورد:

  • حواشی بر کتاب الارث (نوشته ملأ هاشم خراسانی)
  • حواشی بر رساله سؤال و جواب (نوشته میرزا محمدتقی شیرازی

تقریرات:

  • منیةالطالب فی شرح المکاسب؛ موسی خوانساری نجفی
  • کتاب الصلوة؛ شیخ محمدعلی کاظمی خراسانی
  • المکاسب و البیع؛ محمدتقی آملی
  • اجود التقریرات؛ سید ابوالقاسم موسوی خوئی
  • فوائدالاصول؛ شیخ محمدعلی کاظمی خراسانی

از اثر دیگری به نام ملاحظ النوریة فی مواعظ الحضوریة نیز نام برده شده، که نکاتی جمع‌آوری شده از درس اخلاق اوست.


 

اندیشه سیاسی

کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة دربردارنده نگرش‌های سیاسی وی است. از مجموع مباحث نائینی در این کتاب می‌توان ارکان اندیشه فقهی-سیاسی را به‌دست آورد. نائینی با بهره‌گیری از آیات و روایات در صدد آن است که در مخالفت با نظام و آموزه استبدادی، به تأسیس نظام مشروطه دست یابد. «تنبیه الامه» به معنای آگاه کردن امت اسلام به ضروریات شریعت و «تنزیه الملة» به معنای منزه دانستن دین اسلام از بدعت استبداد است. وی در این کتاب حکومت‌ها را به عادل و غیرعادل تقسیم می‌کند و حکومت مشروطه را حکومتی غیر عادل می‌داند؛ ولی به نظر او حکومتی که در غیرعادل بودن از مشروطه بد‌تر است، حکومت استبدادی و مطلقه است. از این رو در زمانی که امر ما دایر مدار بین حکومت مشروطه و حکومت مستبده باشد، چون ضرر و فساد حکومت مشروطه کمتر است، باید بدان امید بست و حکومت استبدادی را طرد و نفی کرد این مبنا از جهت دفع افسد به فاسد معنا پیدا می‌کند.

مؤلفه‌های اندیشه نائینی

مشارکت سیاسی

وی مشارکت و نظارت را رکن حکومت اسلامی معّرفی می‌کند و می‌نویسد. او سستی ملّت در این امر را منجر به «تحکم و استبداد هیئت مبعوثان» می‌داند. عمل به اصل نظارت و امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه سیاسی نائینی، موجب محدودیت سلطنت استبدادی می‌شود؛ چون تحدید سلطنت واجب است و مشارکت مردم در امور سیاسی از جمله در انتخاب نمایندگان، مقدمه آن است؛ پس مشارکت بر طبق اصل وجوب مقدمه واجب هم ضرورت می‌یابد.

تفکیک قوا

از دیدگاه نائینی، حکومت مطلوب اسلام، ولایتیه و براساس شورا و مشورت است. در ساختار چنین نظامی، حاکمان، حافظان مصالح مردم و امین منافع آن‌ها و مسئول در برابر آنانند؛ نه مالک آن‌ها و حکمران مطلق العنان. از این رو یکی از وظایف لازمه امور، تجزیه قوای مملکت است تا هر یک از شعب وظایف خود را تحت ضابطه و قانون صحیح علمی منضبط کرده و اقامه آن را با مراقبت کامل و در عدم تجاوز از وظایف مقرر به عهده کفایت و درایت مجریان در آن شعبه بسپارد.

آزادی و برابری

آزادی و برابری از جمله شعارهای دوران مشروطیت است که هم در بین علمای مشروطه خواه و هم در میان روشنفکران دیده می‌شود. نائینی معنا و مفهوم آزادی و مساوات را در چارچوب رابطه شریعت و مشروطیت تفسیر و تبیین می‌کند و در این جهت تفسیر وی از آزادی، موافق برداشت دیگر علمای دینی آن عهد مانند آخوند خراسانی است. از منظر نائینی آزادی به معنای رهایی از موانع رشد آدمی است؛ موانعی که باعث بازماندن انسان از سیر تکامل می‌شود و بدین سبب آزادی واقعی در عبودیت الهی تجلی یافته است.

حقوق شهروندان

نائینی در کتاب تنبیه الامة اشاره‌ای گذرا به حقوق شهروندان در یک حکومت غیر استبدادی کرده است و برخی امور را به عنوان حقوق شهروندان معرفی می‌کند که عبارتند از: ۱ـ آزادی ۲ـ مساوات ۳ـ مشارکت ۴ـ نظارت ۵ـ امنیت مالی ۶ـ‌ امنیت بر عرض و ناموس ۷ـ‌امنیت بر مسکن ۸ـ عدم تجسس از خفایای افراد ۹ـ عدم نفی انسان‌ها از تصرف در مال و... ۱۰ـ عدم ممانعت از برپایی اجتماعات مشروعه و اعتراض‌آمیز و...

مجلس، شورا و قانون

از منظر میرزای نائینی جامعه باید قانون محور باشد و مجلس و قوه مقننه جایی است که باید رافع ظلم و منکر و گسترنده معروف و عدالت باشد. هر‌گاه مجلس به این شیوه برقرار بود مصوباتش تأیید می‌شود و مردم هم باید در انتخاب وکلای ارسالی به مجلس دقت لازم را مبذول بدارند تا وکیلان شایسته و عدالت خواه و وطن دوست را در مجلس بگمارند.

نظارت استصوابی

در این موضوع میرزا عقیده‌ای همچون عقیده استادانش دارد بدین بیان که قوانین مجلس به صرف اینکه توسط نمایندگان به تصویب رسیده باشد در اسلامی بودن آن کفایت نمی‌کند و باید چندین مجتهد بزرگ بر آن مصوبات از حیث عدم مخالفت با مکتب تشیع مهر تایید بزنند تا سپس مصوبات برای اجرایی شدن به حرکت در آیند

تجدد و عدم نفی کلی آن

میرزای نائینی بر خلاف رای عده زیادی از مخالفان مشروطه که هر چیز غربی را نفی و طرد می‌نمودند می‌گفت چه اشکال دارد خوبی‌ها و محسنات غرب-چه قانون و چه دانش و فن- را گرفت و به کار برد. در عین حالی که بسیاری از این قواعد و قوانین منشأ اسلامی و انبیایی دارد که به غرب رفته است.

فعالیت های سیاسی ـ اجتماعی

شخصیت اجتماعی - سیاسی نائینی، مرهون ارتباط او با میرزای شیرازی، در نهضت تنباکو، هم‌چنین انس و دوستی او با سید جمال‌الدین اسدآبادی، از دوران جوانی در اصفهان و استمرار این پیوند، تا دوره‌ای که در سامرا می‌زیست و نیز هم‌کاری و هم‌یاری وی با آخوند خراسانی، در نهضت مشروطیت است. حضور او در کنار میرزای شیرازی، در نهضت تنباکو، حضورش در کنار محمدکاظم خراسانی و ملاعبداللَّه مازندرانی، در نهضت مشروطه، جهاد بر ضد انگلیس و تجاوز روسیه و فعالیتش در نهضت اسلامی ملت عراق، که به تبعیدش انجامید، گواه شخصیت اجتماعی - سیاسی او است.

نهضت تنباکو

نائینی در نهضت تنباکو، در کنار میرزای شیرازی بود. نقل شده است که شیخ حسن کربلایی، هم‌بحث قدیمی و دوست صمیمی نائینی، اثر معروف خود، تاریخ دخانیه را به سفارش نائینی، در تشریح نهضت تنباکو به رشته تحریر در آورده است.

انقلاب مشروطه

نائینی نزدیک‌ترین رایزن آخوند خراسانی در انقلاب مشروطه بود. وی متن تلگراف‌ها و بیانیه‌های عمومی خراسانی، تهرانی و مازندارانی را در انقلاب مشروطیت انشا می‌کرد و این امر دشمنی فراوانی در میان رقیبان علمی و دشمنان سیاسی نائینی نسبت به او به وجود آورده بود.

از نظر تئوریک استوارترین متن سیاسی در حمایت از مشروطه را میرزای نائینی نگاشت. کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله حاصل تلاش این فقیه برای مشروعیت دادن به آرمان‌های مشروطه بود. نائینی در این رساله می‌کوشد تا اثبات کند مبانی مشروطه در بطن شریعت وجود دارند. او در این کتاب به آرمان‌های مشروطه جنبه دینی بخشیده، وجود آنها را در شریعت مسلم و محرز انگاشته و با تسلطی که بر اصول، فقه و تاریخ صدر اسلام داشته، مواردی را برای اثبات نظریات خود به عنوان شاهد یاد می‌کند.  خراسانی و مازندرانی دیدگاه های نائینی را با نامه‌های تقریظ در کتاب تنبیه الامه به طور کامل تأیید و تصویب کردند.

آخوند خراسانی که می‌خواست برای تحکیم بنیان مشروطه یا رهبری کردن مبارزه با بیگانگان، ابتدا به کاظمین سپس به ایران برود، نائینی با دیگر روحانیون مشروطه خواه با او بودند ولی با مرگ مشکوک خراسانی این حرکت شکل نگرفت. سه هفته بعد از مرگ خراسانی علما به کاظمین رفتند و در این شهر از میان خود ۱۳ نفر، از جمله نائینی را برگزیدند و آنان هئیتی تشکیل دادند که کارهای لازم را انجام دهند. اعضای این هئیت سوگند یاد کردند که در مبارزه بر ضد بیگانگان امین و وفادار باشند. هیئت علما تلگراف‌های بسیاری به ایران فرستادند تا دولت ایران از روس‌ها بخواهد که هر چه زدوتر ایران را ترک گویند و تهدید کردند در غیر این صورت علما به سوی ایران حرکت خواهند کرد. همچنین از سران عشایر ایران خواستند تا بر ضد بیگانگان با یکدیگر متحد شوند. سرانجام علمای کاظمین از علمای تهران تلگرافی دریافت کردند که خبر از آرامش نسبی در ایران بود. همچنین تلگرافی دیگر از سوی وثوق الدوله مبنی بر خروج محمدعلی میرزا از ایران رسید و از علمای گرد آمده در کاظمین خواستند که به شهرهای خود بازگردند.

حمله نظامی بیگانگان به ایران، کشتار بی‌رحمانه روس‌ها در شهرهای ایران و ادامه حملات علمای مخالف مشروطه به مشروطه خواهان علمای آزادی خواه را گوشه گیر کرد و نائینی نه تنها از فعالیت‌های مشروطه خواهی کناره گیری کرد بلکه دیگر حتی نام مشروطه را بر زبان نیاورد و بنا به نقلی نسخه‌های تنبیه الامه را جمع آوری کرد. زمانی که نائینی به همراه عده‌ای از علمای عراق به دلیل مخالفت با دولت انگلیس به ایران تبعید شد و مدتی در قم اقامت کرد، سخنی از مشروطه به میان نیاورد و سیاست مماشات با رضاشاه را پیشه کرد.

جهاد علیه بیگانگان

وی در ماجرای هجوم روسیه به شمال ایران، در سال ۱۳۳۰ قمری، در کنار علمای نجف، به رهبری ملاعبداللَّه مازندرانی، برای حرکت به سوی ایران آماده شد؛ همچنین در قضیه جنگ جهانی اول با اعلان جهاد بر ضد انگلیس در عراق، در سال ۱۳۳۳، در زمره علمایی قرار گرفت که در جبهه و جهاد حضور جدی داشتند.

نهضت اسلامی عراق

در نهضت اسلامی ملت عراق، هم‌گام با سید ابوالحسن اصفهانی بود. پس از به قدرت رسیدن ملک فیصل، توسط انگلیسی‌ها، و تشکیل کابینه و اعلان انتخابات عمومی برای ایجاد مجلس مؤسسان، نائینی هم‌گام با علمای دیگر، با آن به مخالفت برخاست و شرکت در انتخابات را تحریم کرد. فیصل و حامیان خارجی او، که برگزاری انتخابات را در چنین وضعیتی ناممکن می‌دانستند، به زور متوسل شده و شیخ محمد خالصی‌زاده و سید محمد صدر را به ایران و پس از مدتی، در سال ۱۳۴۱ شیخ مهدی خالصی را، که رهبری این حرکت را بر عهده داشت، به حجاز تبعید کردند. سید ابوالحسن اصفهانی و محمدحسین نائینی به همراه گروهی از علما با اعتراض به تبعید خالصی، به سوی ایران حرکت کرده و در واقع، به ایران تبعید شدند.


آیت‌اللَّه شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، استقبال گرمی از علمای نجف به عمل آورد. سپس درس خود را تعطیل کرده و از شاگردان خود خواست تا در درس نائینی حاضر شوند. اقامت علما در ایران، یک سال به طول انجامید. سرانجام، هیئتی از عراق به ایران آمده و خواستار بازگشت ایشان به عراق شد.

 

 


٠٩:٠١ - 1397/01/15    /    شماره : ٩٢٧٨٠    /    تعداد نمایش : ١٧١


نظرات بینندگان
کاربر مهمان
1397/01/16 9:56
0
0
با تشکر. به نظر کی رسد مناسب باشد طی مقدمه ای علت معرفی شخصیتی مانند ایشان در سایت بیاید. ورود مستقیم و بدون مقدمه که هیچ مناسبت زمانی نیز برای این عمل ندارد کموجب می شود خواننده نتواند از علت این فعالیت دست اندر کاران سایت اطلاع حاصل نماید.
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: