تیتر اخبار



  چاپ        ارسال به دوست

پنجمین نشست از سلسله نشست¬های علمی «امکان سنجی تقیه حکمی و تبیینی از سوی اهل بیت (ع)»

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

گزارش پنجمین نشست علمی

«امکان سنجی تقیه حکمی و تبیینی از سوی اهل بیت علهیم السلام»

 

پنجمین نشست از سلسله نشست­های علمی «امکان سنجی تقیه حکمی و تبیینی از سوی اهل بیت (ع)» با ارائه جناب مستطاب استاد دکتر قاسم جوادی، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) العالمیه در  روز شنبه 17/08/1399 ساعت 13 ـ 14:30 در سالن شهید صدر مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره) در شهر قم برگزار گردید. این نشست از سوی انجمن ادیان و مذاهب و گروه علمی کلام مجتمع آموزش عالی حکمت و مطالعات ادیان با همکاری گروه علمی شیعه شناسی مجتمع حکمت، انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم و انجمن کلام اسلامی حوزه علمیه قم برگزارگردید.

دکتر جوادی معتقدند که این­گونه بحث­ها، باید به صورت جامع طرح گردد. بویژه بحث­هایی که به صورت نقد بر علیه اسلام و تشیع بیان می­شوند. چرا که در این­گونه بحث­ها، پای پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت علیهم السلام در میان است.

ما حصل ادعا این است که ائمه(ع) در تبیین دین و بیان حکم دین اساساً تقیه نداشتند. که در جلسات گذشته چهل شاهد در عدم تقیه تبیین دین از سوی اهل بیت(ع) ذکر کردیم.

نکات کلی و اصلی­ای که در بحث تقیه جای پژوهش مستقل دارند، عبارتند از:

ـ تمام مواردی که ادعای تقیه شده است باید بصورت مقایسه­ای بررسی شود. نخست باید تقیه­های ادعا شده را گردآوری کرد، آن­گاه در فتاوای پیش از تاریخ ادعا شده، در مذاهب مختلف اسلامی بررسی گردد، اگر فتوای همانند حکمی که ادعا تقیه آن شده است در مذاهب دیگر وجود داشته باشد، دیگر تقیه بودن آن حکم بی­معنا می­شود. مثلا، گاه روایتی از امام علی (ع) را به دلیل فتوایی از شافعی تقیه­ای دانسته­اند، یا .... حال آن که فاصله زمانی آن­ها با امام علی (ع) زیاد و متاخر از امام علیه السلام می­باشد.

ـ فقیهی مانند ابن زهره در کتاب مشهورش غنیه، 290 فتاوا را می­آورد و مدعی می­شود که اهل سنت هم باید مثل ما فتوا بدهند چرا که روایات همگن با روایات ما در کتاب­های آن­ها موجود است. وقتی ابن زهره که خبر واحد را قبول نداشت، این قدر بر منابع اهل سنت تسلط دارند آیا امام صادق (ع) از این روایات که روایات رسول الله (ص) هستند بی­خبرند؟!!

ـ ما نباید میان ائمه (ع) و اصحابشان خلط کنیم. این که امام علیه السلام به فلان صحابی دستور به تقیه داده­اند، دلیل می­شود که خود امام علیه السلام هم تقیه کنند؟ وقتی امام علیه السلام به علی بن یقتین دستور می­دهند که با آداب خاصی وضو بگیرند و تقیه کنند، معلوم می­شود که هارون وضو طبق مذهب اهل بیت علیهم السلام را می­دانند. پس تقیه از سوی اهل بیت علیه السلام چه معنایی دارد. حضرت امام خمینی (ره) هم همین اشکال را دارند که این گونه موارد با تقیه اهل بیت علیه السلام نمی­سازد.

ـ در برخورد با روایت، ما تبعیضی و گزینشی برخورد می­کنیم. برخی را می­گیریم و برخی را رها می­کنیم. در کافی علی بن یقتین همراه مهدی عباسی درباره حکم حرمت خمر نزد امام موسی کاظم علیه السلام می­آید، پس از پاسخ امام علیه اسلام، مهدی عباسی می­گوید، «این­گونه حکم تنها از هاشمی بیرون می­آید» و در ادامه خطاب به علی بن یقتین می­گوید «صدقت یا رافظی» وقتی علی بن یقتین به رافظی بون مشهور است آن هم نزد خلیفه عباسی، تقیه یعنی چه.

وقتی پیامبر اکرم (ص) تقیه عمار را امضا کردند، به این معنی نیست که خود آن حضرت هم تقیه فرموند. این که معصوم علیه السلام برخی از اصحاب را به امر به تقیه فرموده­اند، بیان وظیفه آن صحابی در مورد خاص است که وظیفه عملی او را بیان می­کند، اما امام علیه السلام وظیفه اش تبیین و بیان دین است. در بیان دین تقیه یعنی چه.

پس حساب اصحاب از حساب ائمه علیه السلام جداست.

ـ برخی اصحاب بر خلاف برخی دیگر نادیده انگاشته می­شوند، مثلا عبدالله بن سنان که از روات پر حدیث شیعه است، به نقل نجاشی «کان خازناً للمنصور، و الهادی و المهدی و الهارون». وقتی آدم امین و کاردرستی پیدا کرده­اند، رهایش نساختند، جناب ابن سنان در بغداد و ائمه علیه السلام در مدینه حضور داشتند، حال این حجم بالای روایات مروی از ائمه علیهم السلام را از کجا آورده­اند؟ جز این که با ائمه علیه السلام رفت و آمد داشته­اند. آیا او را نمی­شناختند؟ و روایت بزرگواری دیگری چون زراره و ابوبصیر و... با آن حجم روایت­های شان را حکومت ها کاری نداشتند.

ـ برای روشن شدن چالش تقیه، باید کنش زیدیه به صورت دقیق بررسی گردد، و تا کنش زیدی­ها در عصر معصومین علیهم السلام به خوبی روشن نگردد، بحث تقیه هم روشن نمی­شود. بخش قابل ملاحظه­ای از روایات تقیه، ناظر به زیدیه است.

ـ سید رضی در حقائق التأویل ص 75 بند آخر می­گوید: «اگر فردی به خاطر تقیه نکردن شهید شود، بهتر از آن است که اظهار کفر کند. و نزد مسلمین این شهید از عمار افضل است.» چرا شهید بر فرد رهایی یافته افضل است؟ زیرا تقیه حداکثر یک رخصت است. و افضل عدم تقیه است.

ـ روایت «التقیه دینی و دین آبائی»، مشکل دارد. آیا رسالت، توحید و... دین­شان نیست؟ و تقیه دین است. یا این که تقیه برابر تقوا است.  و  در روایت هم داریم که «لا دین لمن لا تقیه له و لا ایمان لمن لا ورع له» که تقیه و ورع با هم آمده­اند، البته روایت به صورت عکس هم داریم. که تقیه در حوزه تقوا می­رود که با دین سازگار است. البته ممکن است روایت به صورت «التقیه من دینی» باشد که گاه «من» حذف شده باشد. که گوشه­ای از دین تقیه باشد.

ـ تقیه در بحث فروعات آورده شده است. و به رابطه بحث با تقیه در کتاب­های کلامی پرداخته نشده است.آیا امام برای بیان آمده است؟ یا این که این را بیان فرمایند و آن را بیان نکنند.

ـ یکی از بحث­هایی که تاکنون به آن پرداخته نشده است، فرقه­گرایی در قرآن کریم است. که با لحنی شدید درباره فرقه­گرایی سخن می­گوید تا جایی که فرقه­گرایی را از عذاب­های خداوند برمی­شمارد. سوره مبارکه انعام، آیه شریفه 65. که عذاب بعضی را به بعضی دیگر بچشانیم.

ـ کسی که جامع تقوا شد، او مدبر هم است. بهترین تدبیر را پیش می­گیرد نه ترس از این یا آن.

 

و آخر دعوانا ان الحمد للله رب العالمین

محمد عارف بصیر

دبیر انجمن ادیان و مذاهب اسلامی

 

 

 

 

 

 

 

 


٠٨:١٧ - 1399/08/19    /    شماره : ١١٤٤٢٠    /    تعداد نمایش : ٥٦


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: